من از غصه هام باتو می گم
تو گوشاتو آروم می گیری
من از بی تو بودن می ترسم
تو می دونی و ساده می ری...
من از بی تو بودن می ترسم
ازین لحظه های شکستن
ازین غصه ها که دلم رو
به رگبار نابودی بستن...
تمومه دلم رو سوزوندی
یه جام صاف و سالم ندارم
یه جا که بتونم امیدو
دوباره تو قلبم بکارم
یه روز بی تو می خوام خودم رو
به سقف اتاقم ببندم
می خوام از ته دل به هرچی
که غیر از تو دارم بخندم
می خوام بی تو کنج اتاقم
پیش قاب عکست بمیرم
می خوام انتقام دلم رو
ازین بی تو بودن بگیرم...
"افلاطون پاشائی"
برچسب:
نویسنده: حمید قاسمی