ازين دنياي بيهوده دل ميگيرن باور كن
منم ميرم تو هم ميري ديگه دنيا ميميره
ابر ميره آفتاب ميگيره همه جارو باور كن
يروزي ميشكنه سنگي كه شيشه رو شكسته
كور ميشه چشمي كه دل رو به مال دنيا بسته
اگـه كشتي دلي رو تـو دلت يروز مي ميره
دل مظلوم از ظالم حقشو پس مي گيره
ضعيفا از پر توونا حقشونو مي گيرن
ميميرن همه ظالما ستمگرا باور كن
دلي كه از عشق ميميره زنده ميشه يروزي
اگه آتيش زدي دلي تو هم يروز مي سوزي
اوني كه تازه اومده يروز ميره از اينجا
همه ميرن منم ميرم تو هم ميري باور كن
باور . . .
اون كه ميمرد واسه چشات كي بود؟ من
اون كه ميخورد غم چشات كي بود؟ من
سوختشو مرد به دست تو
اون كه ميمرد واسه چشات
غصه گرفت وجودشو
اون كه ميخورد غم چشات
محو شدو تاريك شدو رفت
هواي پاك عاشقي
تو باورم نكرده اي
حتي واسه دقايقي
زير پاهات له شدمو
نشنيدي فرياد منو
با غم و غصه خوندي تو
ترانه ي شاد منو
ته نوشت: فقط برنامه هاي صدا و سيما دستخوش تكرار نشدن!!!!!![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: حمید قاسمی